no-img
فایل سا

PDFکتاب عملی کردن دانسته ها کن بلانچارد+PDF(نسخه کامل+بهترین کیفیت)


فایل سا
فایل های ویژه
اطلاعیه های سایت

ادامه مطلب

PDF
PDFکتاب عملی کردن دانسته ها کن بلانچارد+PDF(نسخه کامل+بهترین کیفیت)
امتیاز 5.00 ( 1 رای )
pdf
۱۹/آذر/ ۱۳۹۸
7 مگابایت
95 صفحه
زبان کتاب: فارسی
PDFکتاب کامل
نویسنده:کن بلانچارد
۹,۰۰۰ تومان
۹,۰۰۰ تومان – خرید

PDFکتاب عملی کردن دانسته ها کن بلانچارد+PDF(نسخه کامل+بهترین کیفیت)


سوال مهم؟

تا حالا چند تا کتاب خوندی؟

چند تا فیلم آموزشی مشاهده کردی؟

چند تا دوره ، وبینار و سمینار شرکت کردی؟

آیا به تمام اطلاعاتی که از این آموزش ها دریافت کردید واقعا عمل کردی؟؟

میدونستی فقط اگر به بخش کوچکی از این همه آموزش در زندگی خودت به کار می بستی الان چه شرایط و زندگی بهتری داشتی!!!؟

میخوای دلیل شو بدونی که واقعا چرا به این همه دانسته عمل نمی کنی!؟؟؟

پس پیشنهاد میکنم حتما این کتاب رو مطالعه کنید…

یده ی اصلی این کتاب همان‌طور که از نامش پیداست، بکارگیری دانسته‌ها است. یکی از کارهایی که نویسنده در این کتاب به درستی انجام می‌دهد، بررسی علل عدم بکارگیری دانسته‌ها توسط مخاطبان است. نویسنده‌ای در طی گفتگو با یک کارآفرین موفق این علل را پیدا می‌کند و در پایان نتیجه می‌گیرد که با کار کردن روی این علل، یا به عبارتی رفع این موانع می‌توان انتظار داشت افراد به نحو مؤثری دانسته‌های خود را به کار گیرند.

موانعی که در این کتاب در مورد بکارگیری دانسته‌ها شمرده شده، سه مانع اصلی است:

  1. انباشت اطلاعات

  2. فیلترهای منفی

  3. عدم پیگیری.

البته به نظر می‌رسد عوامل فرعی دیگری هم ضمن این سه مانع اصلی قابل گنجاندن باشند. و صد البته این بستگی دارد به اینکه اصولاً یادگیری و شکل‌گیری دانسته در مرحله ی اول انجام شده باشد یا نه؟! با فرض اینکه یادگیری درست اتفاق افتاده و دانسته‌ای برای فرد شکل گرفته و به صورت داده ها، اطلاعات یا محفوظاتی در حافظه‌ی فرد ثبت شده باشد، حال این پرسش مهم مطرح می‌شود که اینها چقدر پایدار و چقدر قابل بکارگیری هستند؟ اگر همه‌ی آنها قابل بکارگیری هستند، پس چرا این اتفاق در عمل و واقعیت نمی‌افتد یا بسیار کم رخ می‌دهد؟! چرا با وجود این همه کتاب خواندن، جمع آوری اطلاعات، ساعات بسیار نشستن در سر کلاس و سمینار، شرکت در امتحانات، گذراندن دوره‌های مختلف و تماشای برنامه‌های آموزشی، پس از زمان کمی بسیاری از اطلاعات از دست می‌رود؟! و مهم‌تر اینکه چرا مخاطبان این آموزش‌ها و مطالعات، در زندگی خود از آنها استفاده‌ی چندانی نمی‌کنند؟!

این پرسش‌ها دقیقاً چیزی است که کتاب قصد دارند به آن پاسخ دهد و برای رفع آن راهکار پیدا کند. راهکاری که هم به درد مخاطبان آموزش گیرنده می‌خورد و هم به درد مخاطبان آموزش دهنده، یعنی معلمان.

کار یک مخاطب آموزش گیرنده – آموزش دهنده

به عنوان یکی از خوانندگان این کتاب که در هر دو نقش ظاهر می‌شود، باید سیر یادگیری در زندگی خودم را به یاد بیاورم و پس از یافتن این موانع در آن، برای رفع آنها کوشش خود را آغاز کنم. این نتیجه‌‌ی بزرگی است که از خواندن این کتاب برایم «در عمل» حاصل می‌شود. قطعاً پس از شناسایی این عوامل، دیگر بهانه‌ای جایز نیست و نباید منتظر کسی بود که بیاید و آنها را بردارد. به عنوان یک آموزش گیرنده‌ی بزرگسال، این خودم هستم که باید این موانع را از جلوی بکارگیری دانسته‌هایم بردارم. همچنین به عنوان یک آموزش دهنده وظیفه دارم که در فعالیت آموزشی‌ام به آنها توجه کنم.

می‌دانم و یقین دارم اگر بتوانم به نحو درونی و فردی این عوامل مزاحم و مختل‌کننده را کنترل کنم و در بکارگیری دانسته‌هایم موفق شوم، به نحو بیرونی در فعالیت‌های آموزشی و پژوهشی خودم نیز می‌توانم به آموزش گیرنده‌هایم کمک کنم دانسته‌هایشان را بهتر به کار گیرند. این فرمول مبتنی بر آغاز یک حرکت از درون خود و گسترش آن به بیرون و پیرامون است که من به درستی و اثربخشی آن باور دارم. کاری که سعی کردم با نوشتن این مقاله، تا اندازه‌ای نسبت به آنچه از این کتاب آموختم انجام بدهم:)

راهکارهای اصلی برای بکارگیری دانسته‌ها: رفع و اصلاح

در این کتاب به طور کلی با دو دسته راهکار اصلی سر و کار داریم: راهکار اصلی اول، رفع موانع و نواقص است؛ و راهکار دوم، اصلاح عملکرد و جایگزین سازی عملکرد صحیح است.

بخشی از راهکارهایی که در این کتاب می‌آموزیم، به رفع برخی موانع و نواقص تمرکز دارد. مثلاً یکی از موانعی که بر سر بکارگیری دانسته‌های ما قرار دارد، و باید آن را از سر راه برداریم، فیلترهای منفی ذهنی است. همچنین یکی از نواقصی که باید جبران کنیم، عدم پیگیری است. باید پیگیری را به فرایند آموزش خود بیافزاییم، چه در نقش یک آموزش گیرنده و چه در نقش یک آموزش دهنده. یعنی تثبیت و بکارگیری دانسته‌های خود یا آموزش گیرنده هایی را که با ما کار می‌کنند، پیگیری کنیم.

بنابراین سویه‌ی دیگر رفع موانع این است که عملکرد خود را هم در آموختن، و هم در آموزش دادن اصلاح کنیم و مدل‌های قبلی ناکارآمد را با مدل‌ها و شیوه‌های مؤثر، بهینه و کارآمد جایگزین کنیم. در این کتاب نقش آموزش دهنده بسیار پر رنگ است، چون یک آموزش دهنده آن را نوشته است. همچنین او با اشاره به هرم یادگیری و نقش آموزش دادن به عنوان بهترین شیوه‌ی یادگیری اطلاعات جدید در مقایسه با روش‌های دیگری چون: مطالعه، تماشای برنامه‌ی آموزشی، شرکت در سمینار، بحث گروهی، و تمرین عملی و …، قصد دارد خوانندگان را به انتقال اطلاعات به دیگران ترغیب کند.

امتداد ایده‌ی خلاقانه‌ی بکارگیری دانسته‌ها برای هر خواننده

بدون تردید یکی از خلاقانه‌ترین ایده‌های این کتاب که بعد از خواندن در ذهن خواننده‌ی آن ادامه پیدا می‌کند، این است که هر فردی با توجه به رشته، شغل و تخصص خود پیدا کند چگونه می‌تواند به طور مضاعف از دانسته‌هایش در زندگی واقعی استفاده کند. شکل زندگی متفاوت و تجربیات گوناگونی که هر یک از ما داریم، به اضافه‌ی وجوه مشترک و پر از شباهت زندگی همه‌ی انسانها، زمینه‌ی جالبی برای اندیشیدن به این ایده و یافتن پاسخ برای این پرسش است.

ما به عنوان یک مخاطب ایده‌ی اصلی این کتاب تا آخرین روز عمر این مجال را داریم که در هر دو نقش اصلی آموزش گیرنده و آموزش دهنده، و همچنین نقش‌های دیگری که در زندگی ایفا می‌کنیم، راه‌های خلاقانه‌ای برای بکارگیری دانسته‌هایمان کشف کنیم. مثلاً بکارگیری دانسته‌هایمان در دو نقش خریدار و فروشنده، کارمند و مدیر، دانشجو و استاد راهنما، کارگر و کارفرما، فرزند و والدین، و … . از این جهت ما می‌توانیم علاوه بر استفاده از آموزه‌های این کتاب، راه هایی فرعی و شخصی برای بکارگیری بهتر دانسته‌هایمان کشف کنیم.

کن بلانچارد : «سالها پیش یکی از دوستان عزیزم از من پرسید بزرگ ترین ناامیدی من در دوران کاری ام چه بوده است؟ این پرسش ژرف و فکورانه، انگیزه برخی تفکرات درونی من شد. آن هنگام بود که فهمیدم آنچه بیش از همه مرا ناراحت می کند این است که کار من تاثیر مطلق و جامع و همیشگی ندارد. با وجودی که کتاب هایم توسط افراد زیادی خوانده می شوند، اما بسیاری از مردم مفاهیمش را دنبال نمی کنند و در کارهای روزمره به طور مداوم و مستمری به کار نمی برند. دوستم گفت شاید جهت حرکتت نادرست است. تو می کوشی رفتارهای مردم را از بیرون عوض کنی.

بلافاصله دریافتم حق با اوست. زیرا کل چیزی که من روی آن تمرکز می کردم رفتار و متدهای مدیریتی بود؛ من توجه و تمرکز زیادی روی مغزها و قلب های مردم نکرده بودم. با مجهز شدن به این درون بینی جدید دریافتم نیازمند راهی برای از بین بردن خلا بین دانستن و عمل کردن هستم. راهی که بر درون انسان نیز مثل بیرونش تمرکز داشته باشد.»



برچسب‌ها :
, , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

دیدگاه ها


پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ارتباط سریع

شما میتوانید پیام خودرابه ماایمیل کنید مادراسرع وقت به آن در ایمیل شما پاسخ خواهیم داد. باتشکر

پشتیبانی

کلیک برای شروع